<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات و تحقیقات حدیثی</title>
    <link>https://hsr.qhu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات و تحقیقات حدیثی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>رویکردی تحلیلی به شخصیت حدیثی و روایات حسن‌بن‌جهم در کتب اربعه</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14021.html</link>
      <description>حسن‌بن‌جهم از اصحاب برجسته و موثق دو امام همام، امام‌کاظم(ع) و رضا(ع)، است و در منابع رجالی با اوصاف &amp;amp;laquo;ثقة&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جلیل&amp;amp;raquo; از او یاد شده است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعه‌ی کتابخانه‌ای و بررسی تطبیقی منابع رجالی و حدیثی می‌باشد. در این پژوهش، ضمن تحلیل جایگاه رجالی و سندی حسن‌بن‌جهم، مضمون‌ها و گونه‌های احادیث او در کتب اربعه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که گستره‌ی روایات حسن‌بن‌جهم، حوزه‌های اعتقادی، اخلاقی، فقهی، مستحبات را دربرمی‌گیرد و تحلیل مضمون این احادیث حاکی از حضور اندیشه‌های بنیادینی چون توحید، امامت، جایگاه عقل، تهذیب نفس، آداب دعا، پرهیز از افراط و زهدگرایی و رعایت اخلاق اجتماعی در تعالیم اوست. گفت‌وگوهای مستقیم وی با امام‌رضا(ع) نیز از جایگاه معرفتی و علمی او حکایت دارد و روایاتش نمونه‌ای از تعامل عقلانی راوی با امام در انتقال معارف الهی به شمار می‌رود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که حسن‌بن‌جهم در زمره‌ی راویان اثرگذار و حلقه‌ی پیوند میان مکتب حدیثی امام‌صادق(ع) و گفتمان عقلانی عصر امام‌رضا(ع) قرار دارد. بازخوانی روایات او می‌تواند در شناخت بهتر روند تحول مباحث کلامی و اخلاقی در سده‌های نخستین تشیع نقش به‌سزایی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی متن و إسناد حدیث «وضع قَدَم» و تحلیل راهبردهای رویکردهای حلی عالمان در تعارض با اصل تنزیه الهی</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14011.html</link>
      <description>حدیث &amp;amp;laquo;وضع قدم&amp;amp;raquo; از جمله روایات چالش‌برانگیز در اهل سنت است که ظاهر آن با تنزیه الهی و نفی تجسیم و ترکیب در ذات باری‌تعالی ناسازگار می‌نماید. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی، در پی یافتن سازوکاری علمی برای رفع تعارض ظاهری با مبانی توحید تنزیهی و پاسخ به این چالش، به واکاوی خاستگاه مکتوب، تحلیل متن و اسناد و راهبردهای عالمان در خروج از مشکل ظاهری این روایت پرداخته است. این حدیث در سه قالب مختلف و چهارگونه (مطول، متوسط و مختصر و نقل جایگزین &amp;amp;laquo;جبار&amp;amp;raquo; بجای &amp;amp;laquo;رب&amp;amp;raquo;) از قرن سوم هجری در منابع اهل سنت ثبت شده، اما در آثار متقدم امامیه هیچ طریق مستقلی ندارد و صرفاً در آثار متأخر با رویکردی انتقادی&amp;amp;nbsp; و یا تأویلی مطرح شده است. مشابه‌یابی روایت حاکی از اضطراب، تلخیص، تصحیف و تغییر در الفاظ محوری است که اعتبار دلالت ظاهری آن را مخدوش می‌سازد. اندیشمندان در مواجهه با تعارض ظاهر حدیث با مبانی تنزیه، دو راهبرد تأویلی (با حمل &amp;amp;laquo;قدم&amp;amp;raquo; بر معانی مجازی چون موضع، جماعت، اهل جهنم یا تجلی قهر الهی) و انکاری (با تأکید بر ساختگی بودن یا تعارض لاینحل با محکمات عقلی و نقلی) اتخاذ کرده‌اند. در نهایت، این مقاله با ردّ رویکرد ظاهری‌گرایانه (تجسیم)، راهکارهایی نظیر &amp;amp;laquo;حمل بر بیان تمثیلی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;تأویل استعاری&amp;amp;raquo; را برای حل تعارض میان ظاهر حدیث و مبانی عقلی ارائه میدهد. این مقاله ضمن نقد و برسی هر دو رویکرد و و رد برداشت ظاهری گرایانه (تجسیم محور) نتیجه می گیرد که خروج از تعارض ظاهر حدیث با مبانی قطعی دینی، تنها از طریق &amp;amp;laquo;حمل بر بیان تمثیلی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;تأویل استعاری&amp;amp;raquo; میسور است.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبار سنجی دو روایت دارای ضرب المثل "آفَةُ الْعِلْمِ‏ النِّسْیَانُ "  و "التَّدْبِیرُ ‌نِصْفُ ‌المعِیشَةِ"</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14012.html</link>
      <description>یکی از حوزه هایی که در حدیث پژوهی کمتر به آن توجه شده روایت هایی است که به صورت مثل و حکمت در فرهنگ عمومی متداول شده و بدون پشتوانه معتبر به معصومان(ع) نسبت داده می شوند. در این مقاله با رویکرد رجالی و متنی روایت های شامل دو مثل "آفَةُ الْعِلْمِ&amp;amp;rlm; النِّسْیَانُ&amp;amp;nbsp;" &amp;amp;nbsp;و "التَّدْبِیرُ ‌نِصْفُ ‌المعِیشَةِ" در منابع شیعه و اهل‌سنت‌ &amp;amp;nbsp;بررسی شده است. نتایج نشان می دهد این روایت ها در اولین منابع موجود از غیر معصوم&amp;amp;nbsp; نقل شده و در منابع یگر، راویان ذکر شده در اسناد بیشترمجهول و ضعیف هستند. براساس تحلیل اسنادی حلقه مشترک اصلی روایت نخست &amp;amp;nbsp;در اسناد محاسن و فقیه، حماد بن عمرو النصیبی&amp;amp;nbsp; مردی مجهول در رجال حدیث، حلقه مشترک روایت دوم انس بن مالک(91ق) و حلقه مشترک فرعی آن خلاد بن عیسی(220ق) می باشد. در نتیجه تاریخ تولید این روایت ها به ترتیب اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم است. این پژوهش ضرورت بررسی&amp;amp;nbsp; انتساب امثال رایج به معصومان(ع) را نشان می دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سندی و دلالی روایت«کادَ الحَسدُ أن  یَغْلِبَ القَدَرَ»</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_13999.html</link>
      <description>حسد در منابع روایی به‌عنوان یکی از رذائل اخلاقی و آفات مهلک قلب، منشأ بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی معرفی شده است. روایت&amp;amp;laquo;کادَ الحَسَدُ أن یَغْلِبَ القَدَرَ&amp;amp;raquo; بیانگر عمق تأثیرگذاری منفی این صفت بر سرنوشت انسان در نظام آفرینش است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی، به واکاوی سندی و دلالی روایت مذکور و حدیث مشابه آن در دو منبع متقدم یعنی&amp;amp;laquo;عیون أخبار الرضا علیه‌السلام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اصول کافی&amp;amp;raquo; می‌پردازد. یافته‌های تحلیل سندی نشان می‌دهد که روایت شیخ صدوق به دلیل وجود راویان در زمره اسانید ضعیف قرار می‌گیرد اما روایت کافی سند و کلیدواژه &amp;amp;laquo;یَغْلِبَ&amp;amp;raquo;، متن و مضمون را تأیید می‌کند. تحلیل دلالی نیز حاکی از آن است که مراد از &amp;amp;laquo;قدر&amp;amp;raquo; در این روایت، امر جبری و محتوم نیست بلکه تقدیرات مشروطی است که بر اساس سنن الهی و اسباب و مسببات جریان دارند. در چارچوب سنن الهی، می‌تواند سدی در برابر جریان رحمت الهی ایجاد کرده و سرنوشت انسان را به سوی هلاکت سوق دهد. در نهایت، این پژوهش با تبیین ابعاد تهدیدکننده حسد، رهیافت‌هایی همچون تربیت بر مبنای توکل و رضا، نهادینه‌سازی شکرگزاری و پرهیز از مقایسه‌های اجتماعی مذموم را برای حفظ امنیت روانی و اجتماعی ارائه می دهد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حکمرانی علوی؛ مبتنی بر تحلیل محتوای عهدنامه مالک اشتر</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14014.html</link>
      <description>در جهان معاصر، حکمرانی مفهومی چندبعدی و فراتر از اداره سنتی دولت‌هاست که فرآیندهای تصمیم‌گیری، پاسخگویی، مشارکت اجتماعی و عدالت‌محوری را دربر می‌گیرد. دگرگونی رویکردهای نظری در حوزه حکمرانی و ظهور الگوهای نوین مدیریتی، ضرورت بازخوانی متون اصیل دینی را برای استخراج مبانی حکمرانی عادلانه دوچندان ساخته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین اصول و ارزش‌های بنیادین حکمرانی در اندیشه علوی، به تحلیل محتوای نامه ۵۳ نهج‌البلاغه، فرمان امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر نخعی، پرداخته است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی و کمی با رویکرد میان‌رشته‌ای و متن‌محور بوده که بر استنباط مفاهیم مدیریتی، اخلاقی و الهی از متن نامه تمرکز دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آموزه‌های امیرالمؤمنین (ع) در این نامه در چهار محور اصلی قابل تبیین است: ۱. اصول و ارزش‌های محوری در حکمرانی؛ ۲. مدیریت عادلانه و اخلاقی در برابر مردم؛ ۳. نقش خداوند در نظارت بر عملکرد حکمرانان؛ ۴. توجه به مباحث نظامی و دفاعی حکمرانی. تحلیل محتوای نامۀ ۵۳ نهج‌‌البلاغه آشکار ساخت که امیرالمومنین (ع) در این نامه ساختار یک دستگاه حکمرانی مبتنی بر تقوا و کارآمدی را طراحی کرده‌اند؛ ساختاری که در آن انتخاب کارگزاران بر اساس شایستگی، صیانت از حقوق مردم و پاسخگویی مستمر در برابر خداوند، ساز و کارهایی محوری محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حجیت سنت نبوی: مبانی، دیدگاه‌ها و پیامدها با تأکید بر مشورت‌های پیامبر(ص)</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_13998.html</link>
      <description>سنت نبوی، پس از قرآن کریم، دومین منبع معتبر برای استنباط معارف اسلام است؛ اما قلمرو و میزان حجیت آن همواره در میان اندیشمندان اسلامی مورد گفتگو &amp;amp;nbsp;است. در این زمینه سه دیدگاه اصلی قابل شناسایی است: ۱. حجیت مطلق سنت، ۲. حجیت سنت در امور دینی و عدم حجیت آن در امور غیردینی، ۳. تفکیک حجیت بر اساس شئون سه‌گانه‌ی پیامبر(ص) شامل شأن رسالت، قضاوت و حکومت. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی انتقادی، درصدد است تا تبیینی خردپذیر از مشورت‌های پیامبر(ص) بر پایه‌ی نظریه‌ی تفکیک شئون ارائه دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مشورت در هر یک از این شئون سه گانه، جایگاه متفاوت دارد: در زمینه رسالت پیامبر (ص) مشورت جایگاه ندارد زیرا رسالت امری قدسی&amp;amp;nbsp; است. در شأن قضاوت، جایگاه مشورت روشن است. &amp;amp;nbsp;زیرا در امر قضاوت احکام بر اساس استماع شواهد و احکام ظاهری صورت می پذیرد. و مشورت در این عرصه کارآیی دارد. اما جایگاه مشورت در شأن حکومت و رهبری، متفاوت از دو شأن قبلی است. مشورت در این شأن، تبلور به کارگیری خرد جمعی در امور غیر وحیانی و نظام حکمرانی است. از این رو ، صرفاً جنبه‌ای آموزشی یا تشریفاتی ندارد، بلکه عنصر مؤثر و تعیین‌کننده در فرآیند تصمیم‌گیری است. این تحلیل نشان می‌دهد مشورت‌های نبوی نه تنها با عصمت و جایگاه والای پیامبر(ص) در تعارض نیست، بلکه بیانگر وجه عقلایی سیره‌ی نبوی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبار سنجی روایات فضایل بزرگ زیارت امام حسین(ع)، و نقد فرضیه انتساب آنها به غالیان</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_13963.html</link>
      <description>در فرهنگ شیعی زیارت ائمه علیهم‌ السلام بویژه زیارت حسین بن علی(ع) در کربلای معلا مورد توجه جدی بوده و ارادتمندان حضرتش هر ساله وقت و سرمایه زیادی را در این راه صرف می‌کنند. این توجه برخاسته از فضیلتهای بسیاری است که در منابع روایی در خصوص زیارت آن حضرت آمده است. برخی از این فضایل، در مقایسه با ثواب تعدادی از اعمال عبادی واجب به گونه ای بیان شده که به راحتی قابل پذیرش نیستند فلذا برخی، روایات فضیلت را غلو آمیز دانسته و راویان این گونه روایات را افراد غالی می‌دانند. با توجه به نقش مهم غُلُوّ و مضامین غالیانه، در تحریف عقاید و باورها، برای دست یابی به واقعیت امر بررسی علمی و دقیق موضوع لازم می‌نمود. قدیمی ترین منبع روایی که به طور گسترده‌ای روایات فضایل زیارت را نقل نموده، کتاب کامل-الزیارات ابن‌قولویه می‌باشد. این پژوهش که به روش مطالعه کتابخانه‌ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی روایات را مورد بررسی قرار داده، نشان می دهد که هم بر اساس مبنای اعتبارسنجی سندی و هم مبنای عقلائی، صدور روایات متضمن فضیلت های بزرگ از معصومین قطعی و شائبه انتساب روایات مذکور به غالیان، فرضیه درستی نیست. ضمن اینکه بالغ بر60% راویان اصلی روایات مذکور، ثقه امامی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایت سحر پیامبر(ص) و معوذتین؛ نقد سندی و دلالی و بازخوانی تاریخی و کلامی</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14000.html</link>
      <description>روایت سحر پیامبر اکرم(ص) در منابع فریقین، از یک‌سو با اختلافات سندی و متنی گزارش شده و از سوی دیگر به‌سبب پیامدهای کلامی آن در نسبت با عصمت، محل مناقشه است. مسئله این پژوهش آن است که گزارش‌های رواییِ ماجرا تا چه حد از حیث اسناد و دلالت قابل اعتمادند و در صورت پذیرش حداقلی روایت، حدّ اثرپذیری چگونه تبیین می‌شود تا به مقام دریافت و ابلاغ وحی آسیبی نرسد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی تطبیقی، ضمن ارزیابی رجالی و نقد متن روایات، زمینه‌های تاریخی و اجتماعی عصر مدینه و امکان‌سنجی وقوع تهدیدهای مشابه را نیز بررسی می‌کند. همچنین، بحث شأن نزول و اختلاف مکی و مدنی بودن معوذتین از آن رو وارد شده است که داوری درباره پیوند این دو سوره با ماجرای سحر، متوقف بر حلّ ناسازگاری زمانی احتمالی و تعیین نسبت نزول با کاربست دفعی و تعویذی سوره‌هاست. یافته‌ها نشان می‌دهد گزارش‌ها از نظر سندی یکدست نیستند و بخشی از نقل‌ها حداکثر دلالت بر عارضه‌ای محدود در سطح جسمانی و حسی دارند؛ ازاین‌رو، حتی در قرائت حداقلی قابل دفاع، عصمت وحیانی و مأموریت رسالی پیامبر(ص) مخدوش نمی‌شود. در نهایت، پیوند معوذتین با این رخداد می‌تواند به‌صورت توصیه و کاربست مجدد سوره‌ها برای دفع تهدید تبیین گردد و بدین‌وسیله، اختلاف گزارش‌ها درباره مکی و مدنی بودن نیز صورت‌بندی قابل جمع می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردهای کلان حکیم ترمذی در تعامل با احادیث</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14005.html</link>
      <description>ابوعبدالله محمد بن علی ترمذی، مشهور به حکیم ترمذی، از شخصیت‌های برجستۀ علمی و معنوی اهل‌سنت در نیمه دوم قرن سوم هجری است که هرچند عمدتاً به سبب آثار عرفانی‌اش شناخته می‌شود، اما در کنار نوشته‌های عرفانی، آثار حدیثی مهمی نیز از او به‌جا مانده است که در آن‌ها به نقل، ضبط و شرح احادیث نبوی توجهی ویژه نشان داده است. این مقاله با هدف واکاوی معیارهای حکیم ترمذی در پذیرش حدیث، به بررسی جایگاه حدیث در منظومۀ فکری او می‌پردازد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل توصیفی و آثار حدیثی خود ترمذی، به‌ویژه نوادر الأصول است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ترمذی در نقل روایت، بر معیارهایی همچون وثاقت راوی، صحت سند، تعدد طرق، دقت در الفاظ، و پرهیز از تقطیع ناصحیح تأکید دارد و در عین حال به انتقال صحیح معنا، تأویل عرفانی و تحلیل زمینه‌های صدور روایت نیز توجهی جدی نشان می‌دهد. این تلفیق میان دقت محدثانه و ذوق معنوی، از حکیم ترمذی چهره‌ای منحصربه‌فرد در تاریخ علم الحدیث پدید آورده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی احادیث لعبه بودن زنان</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14026.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;هویت انسانی&amp;amp;raquo;، به عنوان مهمترین بعد وجودی انسان، در مورد هر دو جنس (مرد و زن)، مورد توجه قرآن کریم بوده است. با این حال در برخی روایات، زنان به عنوان وسیله بازی مرد مطرح شده اند که انگاره‌ی هویت ابزاری جنسی زنان را القا می نماید. این مقاله &amp;amp;nbsp;با روش توصیفی تحلیلی، روایات مرتبط با لعبه بودن زنان را در دو قسسمت سندی و متنی مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که از جهت سندی، سه روایت فاقد سند بوده و تنها دو روایت از سند معتبری برخوردار است. بررسی محتوایی روایات لعبه بودن زنان نیز نشان می دهد که انگاره‌ی هویت ابزاری زنان، متناقض با آموزه های قرآن کریم است . بررسی سیاقی روایات مرتبط نیز نشان می دهد که این روایات با هدف حمایت از زنان در راستای صیانت از آنها توسط همسرانشان صادر شده اند. در این روایات، برخورداری زنان از جاذبه های جنسی و تمایل مردان به آنها به طور خاص مورد توجه قرار گرفته و با تعبیر &amp;amp;laquo;لعبه&amp;amp;raquo; برجسته شده است. مطرح شدن زنان به عنوان &amp;amp;laquo;لعبه&amp;amp;raquo; در این روایات در راستای توجه دادن به کارکرد زنان در محیط خانواده است و نشان از ضرورت نیاز به زن در راستای ایجاد آرامش و تحقق اهداف دیگر تشکیل خانواده است. اهمیت این تحقیق در اصلاح برداشت‌های نادرست در مورد نقش زنان و تأکید بر جایگاه واقعی آنها در اسلام نهفته است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین گستره مفهومی شهید  در روایات اسلامی: تحلیل تمایز شهدای فضیلت و قتیل فی المعرکه</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14044.html</link>
      <description>مفهوم شهید در ادبیات دینی اسلام، غالبا بر مسلمانی که در نبرد مشروع کشته شود اطلاق می‌گردد، اما بررسی آیات و روایات نشان می‌دهد که حطیه استعمال این لفظ فراتر از مورد مذکور است و بر گروه هایی که خارج معرکه جان داده‌اند نیز اطلاق می‌شود. مسئله اصلی این پژوهش بررسی مبانی روایی و حدیثی توسعه معنایی شهید و تعیین حدود و اقسام آن است؛ اینکه آیا احکام و فضائل شهید منحصر در کشته شدگان میدان نبرد است یا شامل دیگر مصادیق مذکور در روایات نیز می‌شود. آنچه در مطالعات پیشین نیاز به بررسی بیشتر دارد، تبیین گستره مصادیق شهید و معیار اطلاق این عنوان در متون دینی است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای روایات مرتبط را تحلیل کرده و نشان می‌دهد که هر چند احکام اختصاصی قتیل فی المعرکه بر دیگر موارد جاری نیست، اما اطلاق عنوان شهید در متون روایی شامل طیف گسترده‌تری از افراد است که مرگ آنان با فضیلتی معنوی همراه است. در عین حال، شواهد قرآنی نشان می‌دهد که کشته شدگان در راه خدا از مرتبه‌ای برتر برخوردارند و به همین دلیل قرآن کریم در این زمینه از ریشه قتل استفاده کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی رویکرد‌ ادبی فقه الحدیثی سیّد مرتضی با محوریت روایات الامالی</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14045.html</link>
      <description>کتاب الأمالی اثر سید مرتضی یکی از متون مهم تفسیری-حدیثی قرن پنجم هجری است که در آن مؤلف غالباً با رویکردی عقلانی و ادبی به شرح و تأویل آیات و روایات پرداخته است. سید مرتضی از جمله شخصیت‌هایی است که وارد حوزه فقه‌الحدیث شده و با بهره‌گیری از ابزارهای گوناگون، به تحلیل و تبیین روایات پرداخته است. در الامالی، وی علاوه بر آیات، احادیثی را آورده که مورد اختلاف علما بوده و تفسیر واحدی برای آن‌ها ارائه نشده است. سید مرتضی اختلاف‌ها و تعارض‌ها را آشکار ساخته و تلاش کرده است راهی برای بازگرداندن عبارات دشوار به وجه صحیح بیابد. شخصیت چندوجهی او موجب شده که در تبیین روایات از رویکردهای متنوعی بهره گیرد و خود را به ابزار خاصی محدود نکند؛ این رویکردها در الامالی به وضوح قابل مشاهده و بررسی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس نمونه‌های گردآوری‌شده از متن الامالی، به تحلیل رویکرد ادبی و جایگاه آن در میان شیوه‌های دیگر تأویل احادیث پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مؤلف در مواجهه با روایات چالش‌برانگیز از رویکرد ادبی مانند قواعد زبان عربی و بلاغت، عرف و محاوره عرب، شواهد شعری، آرای لغویان، اصطلاحات غریب‌الحدیث، ضرب‌المثل‌ها و کنایه‌ها بهره گرفته است. این رویکرد ادبی نه تنها ابهام بسیاری از روایات را برطرف می‌کند، بلکه تأویل حاصل از آن با مبانی عقلانی شیعه نیز سازگار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خطبه نواقص‌العقول نهج‌البلاغه بررسی رویکرد شارحان و پژوهشگران در مواجهه با آن</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14048.html</link>
      <description>نهج‌البلاغه امام‌علی (ع) از همان آغازِ تألیف، محل توجه شارحان و مفسران قرار گرفته&amp;amp;shy; است. در دوره معاصر نیز عالمان و پژوهشگران چندی بر نهج‌البلاغه یا بر بخش&amp;amp;shy;هایی از آن شرح‌هایی نوشته‌اند. یکی از خطبه‌هایی که از آغاز تا کنون مورد توجه شارحان بوده، خطبه هشتادم نهج‌البلاغه است که حاوی مطالبی صریح در مذمت زنان است. مسئله پژوهش پیش این است که شارحان و محققان مسلمان با این خطبه چالش &amp;amp;shy;برانگیز با چه نگرش و رویکردی مواجه شده &amp;amp;shy;اند؟ اگر در تأیید یا در دفاع از آن، یا در نقد یا ردّ آن سخن رانده &amp;amp;shy;اند، مبنای رویکردی نظرگاه ایشان چه بوده و &amp;amp;nbsp;نوع مواجهه &amp;amp;shy;شان حاصل چه رویکرد و نگرش و معیاری بوده &amp;amp;shy;است. درواقع بررسی محتوای خطبه مسئله تحقیق نیست؛ مسئله مبانی و علل رویکرد شارحان و محققان در نوع مواجهه آنها با خطبه و دلالت &amp;amp;shy;های آن است. ضرورت و هدف توجه به این موضوع &amp;amp;nbsp;ناشی از اهمیت&amp;amp;nbsp; و حساسیت آن است. درواقع اهمیت آن، هم ازحیث تاریخی است، چون موضوع به اختلافات پردامنه تشیع و تسنن مرتبط شده &amp;amp;shy;است و هم ازحیث اجتماعی است که دلالت&amp;amp;shy;های خطبه، به &amp;amp;shy;ویژه در دوره جدید مورد مناقشه قرار گرفته &amp;amp;shy;است. علاوه بر این، با عنایت به توجه گسترده پژوهشگران بدین موضوع، ضرورت رویکردشناسی و جهت&amp;amp;shy; بخشی تحقیقات مورد اشاره دوچندان می&amp;amp;shy; شود. نویسندگان کوشیده&amp;amp;shy; اند تا با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شیوه کتابخانه &amp;amp;shy;ای&amp;amp;nbsp; به این موضوع بپردازند. در این روش ابتدا مواجهه شارحان و محققان با خطبه هشتادم توصیف می&amp;amp;shy; شود؛ سپس علل و مبانی نوع مواجهات آنها تحلیل و تبیین می&amp;amp;shy; گردد. یافته کلی این تحقیق، که در واقع ناظر بر شروح و تحقیقات پیرامونِ خطبه هشتادم نهج البلاغه است، این بود که بین رویکرد شارحان &amp;amp;nbsp;قدیم و سنت&amp;amp;shy;گرا که محتوای خطبه را به عموم زنان تعمیم داده &amp;amp;shy;اند و غالب پژوهشگران جدید تفاوت آشکاری است، چنان&amp;amp;shy;که شماری از محققان معاصر کوشیده &amp;amp;shy;اند یا این خطبه را فاقد اعتبار سندی وانمایند یا در کنار توجه به منزلت زنان از صحت صدور خطبه دفاع کرده در توجیه آن اقامه دلیل نمایند. نتیجه این که شارحان قدیم اهل سنت مانند ابن &amp;amp;shy;ابی &amp;amp;shy;الحدید ضمن پذیرش این نکته که شأن صدور خطبه، جنگ جمل و شرکت عایشه در این جنگ بود، مذمت زنان را به مقتضای زیست &amp;amp;shy;جهان مردسالارانۀ خود قابل دفاع دانسته &amp;amp;shy;اند، همچنان&amp;amp;shy;که برخی از سنت&amp;amp;shy;گرایان معاصر نیز بدین راه رفته &amp;amp;shy;اند. اما در مقابل شماری از پژوهشگران که مذمت زنان را با حق و سرشت انسانی آنان ناسازگار یافته &amp;amp;shy;اند، کوشیده &amp;amp;shy;اند تا در صدد دفاع از منزلت زنان برآیند و شرحی متناسب با مقتضیات زمان و حرمت جایگاه آنان ارائه نمایند؛ برخی نیز با رد انتساب خطبه به امام علی (ع)، &amp;amp;nbsp;آن را با مفاهیم آیات قرآن&amp;amp;shy; کریم ناسازگار دانسته &amp;amp;shy;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوه های استناد به عهد نامه مالک اشتر در تفسیر "نمونه" و "نفحات القرآن"</title>
      <link>https://hsr.qhu.ac.ir/article_14049.html</link>
      <description>از جمله مهمترین نامه های حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه، نامه ایشان به مالک اشتر نخعی است هنگامی که امام علی علیه السلام ایشان را به حکومت مصر منصوب کرد. این نامه به عهد نامه مالک شهرت دارد. اندیشمندان اسلامی به شیوه های مختلف از این نامه استفاده نموده و به آن استناد کرده اند. از جمله تفاسیر معاصر که با اشراف مکارم شیرازی و توسط جمعی از نویسندگان نوشته شده است، تفسیر "نمونه" و "نفحات القرآن"&amp;amp;nbsp; می باشد. نویسندگان در این دو تفسیر در موارد بسیاری به عهد نامه استناد نموده اند. هدف تحقیق پیش رو، شناسایی و گونه شناسی شیوه های استناد به عهد نامه مالک اشتر در &amp;amp;nbsp;دو تفسیر یاد شده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. نتایج و یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ مکارم شیرازی دو تفسیر "نمونه" و "نفحات القرآن"، گاهی استفاده دلالت شناسانه از عهد نامه دارند؛ تخصیص عمومات قرآن، &amp;amp;nbsp;توضیح&amp;amp;nbsp; و تبیین قید آیه، بر طرف نمودن اجمال آیه، با عهدنامه از این نمونه است. از سوی دیگر، زمانی در حوزه معناشناسی از عهد نامه بهره می گیرند، توضیح واژگان غریب قرآن، توسعه معنایی واژگان آیات با کمک عهد نامه و مواردی دیگر از این دسته اند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
