شرطةالخمیس، گروه نظامیِ برپاییده ازسربازان برگزیده امامعلی(علیهالسلام) بودند که درآغاز خلافت ایشان و پیش از آنکه کوفه مرکز خلافت قرار گیرد، در بازه سال35 تا 40 هجریقمری پویا بودند. پیوست به اینکه مطالعاتی درباره شرطةالخمیس انجام شدهاست، با اینحال ضرورتدارد تا با مطالعه افزونتر درباره مفهوم، مصادیق و کارکردهای شرطةالخمیس، تبیین روشنتر و دقیقتری از آن ارائه شود. آنچه درپی میآید، کوششی است برای برنمایاندن چیستی و چرایی نامگذاری این اصطلاح که با هدف شناخت دقیقتر این نهاد است و با روش ردیابی فرایند به انجام رسید. از جمله مصادیق شرطةالخمیس، میتوان به اصبغ بن نباته، جابر بن عبدالله و مالک اشتر اشاره کرد. مهمترین کارکردهای این نهاد عبارتند از: «صیانت ازجان امام»، «برنگری و پایشگری بازار»، «حضور در جنگ»، «جلب مجرم»، «اجرای حدود»، «تقویت روحیه و پشتیبانی از سایر گروههای نظامی»، «پاسبانی و نگهبانی از بیتالمال»، «مبارزه با ناامنکنندگان داخلی» و «برقراری امنیت در کوفه». با واکاوی در منابع حدیثی، تفسیری، تاریخی و تحلیل دامنه معنایی این اصطلاح، آشکار میشود که شرطةالخمیس، تنها اشاره به یک گروه نظامی ندارد؛ بلکه جنبه انتظامی اینگروه، نمایانتر است. چنان که برخیاز افراد این گروه علاوه بر بخش نظامی، در جنبههای غیرنظامی نامور بودند. این نهاد با ترکیب وظایف نظامی و انتظامی، در بسیاری از موارد به عنوان بازوی اجرایی برای حکومت امیرالمؤمنان(علیهالسلام) عمل کرده است و در مقابله با بحرانهایسیاسی و اجتماعی، نقش آفرینیهای مهمی داشته است.